سلام. بازم اومدین به حرفهای من ناقابل گوش بدین؟ قدم تو گوشم گذاشتین … آییی پاتو بردار، کر شدم. خوب، حالا بریم سر اصل مطلب امروزم.
بیدار میشی و با خودت ور میری و میگی می خوام امروز بچۀ خوبی باشم. اما تا از اتاقت میآی بیرون، میفهمی که مامانت ازت ناراحته، چونکه (به نظر تو) از نظر اون، بالای چشات ابرو هست. از اونجا، هر چی برنامه داشتی برای خوب بودن داشتی، تبدیل میشه به برنامه برای لجبازی و کلکل با همه. مشکل اینه که برنامۀ تو عاقلانه نیست. وقتی تو میگی امروز یه روز تازست، برای تو تازست نه برای دنیا. باید اول پروندۀ گذشتتو پاک کنی و بعد یه حساب جدید باز کنی؛ مثل خلافی ماشین.
یه موقع هم هست که میخوای کار خوب بکنی و از این که مفید نیستی احساس ناراحتی میکنی، اما مشکل اینه که نه وقت کمک کردن داری و نه حالشو. من نیست مدرسه ای هستم، خوب میتونم حال هم سنامو بفهمم. من شیفتم ظهره. بهترین وقت برای کمک خودطلبانه برای من، قبل از خوردن غذا و استراحته. به اینصورت که: تا در خونه رو باز میکنم، یه کاری میکنم که اون کمک خودطلبانه، برای افراد خونه، تبدیل بشه به یه کاری که اجباریه ولی همراه با رودرباستی. خوب، پس خودمو تو یک موقعیت خوب میبینم، هم دلشون برام میسوزه، هم میخوان هی بهت برسن و میگن بیا تو اول یه استراحت بکن، غذاتو بخور بعد برو(اگه عاقل باشی این کارا رو نمیکنی، هی میگی: نه باید اول کارا رو انجام بدم. چونکه با این کارت دیگه قضیه میشه صحرای کربلا). بعدم که میری سر کارت، باید تا میتونی خودتو تو کارت کثیف کنی و بعد از کار بری توی تیریپ مظلومیت. باید صبر کنی تا بیان به ضور ببرنت خونه، قبل از اینکه خودت بری. این کار، برای بعدا پروندۀ خوبی هست و مورد استفاده اش زیاده تو بحثهای بعدی. باید بعد از کارتم، یک بار از ناراحتیهای ظاهریت که از این کار بوجود اومده رو نشون مادرت بدی تا دلشون برات شیشلیک بشه. به اینصورت، من حداکثر استفاده رو توی 2 ساعت میبرم. شما هم میتونین اگه مثل منین، از من کپی بزنین.
قبل از خوردن غذا، آدم بیشترین انرژی رو برای کار کردن داره، پس برای کمک، باید قبل از غذا اقدام کنی.
یه مواقعی هم هستش که حتی خودم به خودم میگم: ببین، کار خوب اثرش حداکثر یک ساعت هست، اما اگه بعدش دست از پا خطا کنی، دیگه هیچی، میشی بچه بده. پس اون یک ساعتو هم چرا به خودم سختی بدم؟ از همین حالا میشم پسر بده و برای اعتراض به این قضیه، همش باهاشون لج میکنم و اذیت میکنم. خودمم تا حالا جواب منطقی برای این فکرم پیدا نکردم. اگه پیدا کردین، تو قسمت نظرات بهم بگین.
خداحافظ.