به نظر من، دلایلی که ما الآن یه جامعهی به گااا رفته داریم زیاده، و شامل اینا میشن:
میدونین؟ یه جا شنیدم که فرمان دادن، سبب سرپیچی میشه! خوب، ماهواره اومدو ما هم نیست یه جامعه ی عقب افتاده بودیم و هستیم(اگه بحث تمدن 2500 سالمون که الان پوسیده رو بیاری وسط، جفت پا میآم توصورتت)، و متأسفانه بدترین ماهواره HotBird)) هم برای خاورمیانه افتاده، و دولت هم برای جلوگیری از به گااا رفتن جامعه، تصمیم گرفت با منع کردن، مردمو از داشتن این وسیلۀ بد (البته برای یه مشت وحشی عقب افتاده بَده) منع کنه که ما هم عین ندیده ها و احمقها رفتیم ببینیم اینیکه ممنوع شده چیه؟ و همه، بر عکس چیزیکه دولت میخواست، نه یکی نه دوتا بلکه سه تا سه تا تو خونه هاشون دارن از این وسیلۀ بد(برای بیجنبه های عزیز) استفاده میکنند. میگی عواقبش چیه؟ برو توخیابونا ببین. خداییش هر چی تیپ پانکای اروپاست، دارن تو نیاوران و بالاشهرای کشور و پایین شهر و متوسط شهرو هر کجا که بگی میچرخند. خداییش اگه یه خارجی بیاد ایران، بعد از دو روز، از ایران فرار میکنه.
جنبهی استفاده از تکنولوژی رو نداریم. آقا اینترنت اومد؟ سایت بد داره؟ خداییش من نمی دونستم که از اینجور استفاده ها هم میشه ازش کرد، تا وقتی شنیدم که دارن فیلتر میکنن و خوب، ما هم از بین دوست و آشنا و به کمک دولت خوبمون، رفتیم ببینم چیه؟ اینجوری، ما هم یه سالی رو تو جاده خاکی میزدیم که خدا دلش به رحم اومد و دوباره دستمونو به وسیلهی دست بندِ ادب، بست و یکمی اوفتادیم تو خط کمربندی خط راست. اگه مغزتو برای وقتای ضروریت آک نگزاشته باشی، منظور مو فهمیدی؛ ناراحت نشو، اگه مغزت آکه یه ذره برات توضیح میدم. آخه اگه آدم تو خط منحرف نباشه، توخط منحرف هم میندازنت. مثالشم که گفتم.
توضیحات نمودار: همانطور که در این نمودار ت**ی ما میبینید، هر چه سن بالاتر بره، شادابی بیشتر میشه و برای جوونا بلعکس. یعنی بابابزرگ 78 ساله تقی، بلده هلیکوپتر بزنه و خون داغ تو رگ غیرتشه. ولی تقی 16 ساله، مواد میزنه و تو رگ بی غیرتیش نیکوتینه.
برای جوونا، رقص و خوندن و عاشق شدن و با هم بودن جرمه، اما برای مامان بزگها و بابابزرگها همشون آزاده. و این درحالی هستش که دور از شوخی، نمی تونن این کارها رو انجام بدن. پس نتیجه میگیریم که به طور غیر رسمی، همهاش ممنوعه.
خوب مشکل بعدی اینه که آدم عاشق نمی تونه باشه و برای نیازاش آدم باید دست به کثافت کاری بزنه، حالا بایدم، دیگه نه.
به نظرتون بس نیست؟ من که از حرس خوردن از دست مردمی که به خاطر نداشتن یه چیز، به بقیه که اونا رو دارن حسادت میکنن و به جای اینکه خودشونو بکشن بالا، تمام انرژی خودشونو برای انداختن سنگ جلوی پای طرف حدر میکنن، خسته شدم. شما هم فقط نظررو بدین و دیگه بهش فکر نکنین.