تبليغاتX
تبلیغات شما را پخش می کنیم. تبادل لینک می کنیم مشکلات من - چرا درس بخونم؟

افرادی که به نظرشون درس خوندن، یه نوعی از وقت تلف کردنه بخونن.

میشینی تو اتاقت، میگی چه کنم؟ چه نکنم؟ هر چی فکر میکنی، هیچی دربارۀ درس خوندن، دور و بر کاسۀ تو خالیت نمیآد. شایدم بخوای بخونی، اما نمیتونی.

میدونی چرا می خوای بخونی؟ چونکه میخوای فردا جلوی بکستون ضایع نشی، از معلم تو سری نخوری، از مادرت تو سری نسنوی و نخوری، راه برای کارای منفیت به ذره باز بشه. کار منفی، به نظر من فوتبال بازی کردن تو کوچه است به امید اینکه از این کوچه به جاهای بالا مثل زید ان و کچل برسی.

حالا میدونی چرا نمی خونی؟ چونکه میگی گیریم خوندم، اگه از این درسه سئوال نیومد چی؟ اگه امتحان نگرفت چی؟ اگه اصلاً منو صدا نکرد چی؟ اگه اصلا نیومد چی؟ اگه بچه ها نیان چی؟ (تازه مد شده) اگه اعتصاب بود چی؟ اگه مدرسه رو باد برده بود چی؟ اگه مامانم صدام نکنه، نرم مدرسه چی؟ اگه از خدا بهم الهام بشه که نرو مدرسه چی؟ چتوری به مامان ثابتش کنم؟ چتوری برم با کفار بجنگم؟ اااااا اصلا کفار کی بودن؟ میدویی میری با مامانت بحث تاریخ میکونی و درست یادت میره. مهم بهانه برای خودت بود که آوردی.

اما من یه پیامی برای یک همچین کسی دارم؛ خاک بر سر خود درگیر مشنگ شنگولت کنن. آخه خودت خودتو سر کار میزاری؟ که چی؟ ثابت کنی مریضی شخصیتی داری؟ خاک تو سرت.

من اگه هیچ انگیزه­ای هم برای درس خوندن نداشته باشم، درسمو شروع می­کنم برای یک چیز خیلی احمقانه، مثلا برای فرار از خوردن ناهار بدمزه ای که روی میز بهم دهن کجی داره میکنه. خلاصه، یه بهانه ای برای خودم جور میکنم. این نوع، خوددرگیری خوش خیمه، اما اون یکی بدخیم بود.

فحش بدی جفت پا میآم تو صورتتا!!!!

 

خداحافظ!

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:2 توسط علی قاتی باقالی |